کشتن آدمای بیگناه و بیخبر...
جرم از این سنگین تر؟
شرکای جرم کجان؟
انقام سخت گرفتین؟ حالا راحت بخوابین. لعنت خدا همیشه همراه شما خواهد بود.
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
عکاس که باشی دوستتم به خاطر دوربینت دعوتت میکنه تولدش...
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
باید یکی تو زندگیم باشه که یه جوری درکم کنه که وقتی بهش میگم عاشق تنهاییام، نگه با سجاد بهم بزن...
اخه آشغال کله مگه یه آدم تنها نمیتونه کسی رو دوست داشته باشه؟ نمیتونه عشق بورزه...مگه دو تا آدم تنها نمیتونن باهم تنها باشن؟؟
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
شما اگه یه دقیقه موشک پرونی و جفتک پرونی نکنین، ما جمع میکنیم از ایران میریم ...والا...مهلت نمیدین که، رو هوا پخشمون میکنید
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
یه وقتایی آدم واسه یه احمقایی کارای خوب احمقانه و لطفهایی میکنه که حتی با وجود گذشت چند سال ، چیزی از پشیمونیش کم نمیشه بلکه عذاب وجدانم میگیره!
متوجه منظورم شدین؟
اصن پشیمونم از وقتی که گذاشتم و بهایی که دادم!
و از اینکه فکر کردم افرادی دوستامن! حتی مجازی!...وااااای که چقدر چقدر چقدر احمق بودم!
من چرا سجادمو از 7 سال پیش نداشتم تو زندگیم؟ تا زودتر پی پی کنم به افراد کون نشور!
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
25 بهمن جشن عقدمونه...از فکر اینکه ساعت 4 باید ارایشگا باشم تنم مور مور میشه...
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
چجوری این همه اشتباه و سوتی و آبروریزی در طول روزو جمع کنم؟
رفتم آزمایش اعتیاد بدم مضحکه عام و خاص شدم...خداروشکر فقط یه بار بود!!!!
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
دیروز عقد کردیم...همه دنیا از یک سمت تمام شد و از سمت دیگر شروع شد...
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
حقیقت اینه که من خیلی بدعکسم!
حقیقت بعدی اینه که دلیل عکاس شدنم همین بود!
میخواستم تو هیچ عکسی نباشم:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
دیروز با شهرزاد رفتیم شهر کتاب خیابون اردیبهشت، همونی که سروش صحت تاسیس کرده؛ یه حیاط و کافه و برگ زرد و نارنجی و یه ساختمون پر از کتاب!
خیابونشم که دریای برگ رنگی بود؛ قشنگترین جایی بود که دو سه سال اخیر دیدم...
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
تو از کجا پیدات شد که با دلم حرف زدی؟
من عاشق این رابطم؛ به زندگیم خوش اومدی:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
یه وقتایی آرشیو میخونم و به همین برکت یادم نمیاد اصلا اینارو در مورد کی نوشتم!
تو بعضی پستا شبیه یه عاشق حیران و بیچارهام ولی معشوق رو یادم نمیاد!:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
یکی از برنامههای سالگرد ازدواجمون اینه که یه پیتزای خانواده رو دو نفری بخوریم. راستش هدف من از طرح این برنامه این بود که یک روز در سال یه غذای سیر بخورم! ولی وقتی بهش فکر میکنم هیچ تصوری از " سیری" ندارم!
شاید ده سالی میشه که غذای کامل نخوردم؛ همش رژیم و اضافه وزن و کمبود اعتماد به نفس! خدایا خودت باربیم کن
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
اعضای بدن با "گاف" :
-گوز :/
-گوز که اعضای بدن نیست :!
-اگه تو پلاستیک نگهش داری که فرار نکنه عضو بدن میشه دیگه:/
-:)
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
هنوز زخمای تو رو بال منه
هنوز از خواب خوشِت میپرم هرشب...
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی
برچسب:
نویسنده: کارن امینی